17

سنندج

 
116

سقز

 
16

قروه

 
34

بیجار

 
14

دهگلان

 
7

مریوان

 
5

سروآباد

 
1

بانه

 
23

کامیاران

 
19

دیواندره

 
شهرستان ها   

نمایش وبلاگهای بیجار نمایش وبلاگهای قروه نمایش وبلاگهای دهگلان نمایش وبلاگهای کامیاران نمایش وبلاگهای سنندج نمایش وبلاگهای سروآباد نمایش وبلاگهای مریوان نمایش وبلاگهای دیواندره نمایش وبلاگهای بانه نمایش وبلاگهای سقز
   نظرسنجی
به نظر شمااولویت اقتصادی ایران بعد از اجرای توافق کدام است؟
 

ورود سرمایه گذاری خارجی : (21 رای)

15.7%

عمل در چهارچوب اقتصاد مقاومتی : (98 رای)

73.1%

کوچک سازی دولت و تقویت بخش خصوصی : (15 رای)

11.2%
   عضویت در خبرنامه
نام :
عضویت
Loading

 


   گفتگو با وبلاگ نویسان

    لشکری ناجوانمرد

گروه : مذهبی | ارسالی از : کردستان وبچهارشنبه 6 آبان 1394 | بازدید ها : 920 | کد مطلب : 3173
Post Image

قاتلان سید الشهداء (علیه السلام) نه تنها دین و ایمان نداشتند؛ بلکه آزادمردی و جوانمردی را نیز از یاد برده بودند.

به نقل از وبلاگ رهپویان قرآن:

هنگامی که لشکر پلید و از خدا بی خبر یزید (لعنة الله) رو به سوی خیمه ها نهادند و امام (عله السلام) هنوز زنده بود؛ به آن قوم ناجوانمرد فرمود: «وَیْلَكُمْ یَا شِیعَةَ آلِ أَبِی سُفْیَانَ إِنْ لَمْ یَكُنْ لَكُمْ دِینٌ وَ كُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِی دُنْیَاكُمْ هَذِهِ وَ ارْجِعُوا إِلَى أَحْسَابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ عَرَباً كَمَا تَزْعُمُون‏؛[1]واى بر شما اى پیروان آل ابو سفیان، اگر شما دین ندارید و از حساب روز قیامت نمى‏ترسید، پس دست كم در دنیاى خود آزاد مرد باشید. اگر به گمان خود عرب هستید، به حسب و نسب خود بازگردید».

امام حسین (علیه السلام، اول آن قوم را به راه خدا، به راه مسلمانی دعوت فرمود، ولی نتیجه ای بر قلب های سخت آن جماعت کوردل نگذاشت. کار تا جایی رسید که برای اینکه مقاومت حضرت را که تکه و تنها مانده بود، تضعیف کنند به سوی خیمه ها حمله کردند. در اینجا حضرت به آنان فرمود: شما اگر دین ندارید، لااقل انسانیت و وجدان که دارید؟ اما آن قوم شقی، ثابت کردند که انسانیت خود را هم از دست داده اند. آن لشکر ناجوانمرد با امام (علیه السلام) و یارانش، همزبان بودند؛ (عرب بودند) و شمر ملعون که یکی از فرماندهان قسی القلب آنها بود، با عباس (علیه السلام) و برادرانش یک نوع خویشاوندی قبیله ای داشت. [2]

 سید و سالار شهیدان، بعد از نامید شدن از پایبندی آنها به مسلمانی، آنها را به رعایت اصل و نسب قبیله ای و عربی خویش دعوت کرد، ولی تجربه بارها و بارها ثابت نموده که انسان دلش با هر چه باشد، به همان توجه دارد. در کربلا این را به عینه می بینیم که آن لشکر بی دین، دلشات تنها به فکر جایزه از عبیدالله بود و بس، و فکر اینکه تعصب عربی خود را مبنی بر جوانمرد بودن (که بعضی از عربها به آن فخر می فروختند) رعایت کنند؛ در بین آن مردان بی رحم، جایی نداشت.هلال بن نافع می گوید:  در همان حال (جان دادن امام) آب مى‏خواست، شنیدم یكى بدو گفت: به خدا كه از آب نمى‏چشى تا در جهنم از حمیم آن بچشى.

حضرت فرمود: « لا، بل أرد على جدّی رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و أسكن معه فی داره‏ فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیكٍ مُقْتَدِرٍ، و أشرب‏ مِنْ ماءٍ غَیْرِ آسِنٍ‏، و أشكو إلیه ما ارتكبتم منّى و فعلتم بی؛[3]نه، بلكه بر جدّم رسول اللَّه [صلّى اللَّه علیه و آله] وارد مى‏شوم و با او در خانه‏اش مأوى گزیده در جایگاه صدق در نزد سلطانى مقتدر، و از آب غیر متغیر آشامیده، و از جنایاتتان نزد او شكایت مى ‏برم».هلال اضافه می کند: همگان چنان به خشم آمدند كه گوئیا خدا ذرّه‏اى رحم را در دل فردى از آنان قرار نداده، در حالى كه حضرت امام (علیه السّلام) با آنان سخن مى ‏فرمود، سر مطهّرش را جدا نمودند، و من از این همه بى‏رحمى و سنگدلى به شگفت آمده گفتم: به خدا در هیچ امرى با شما اجتماع نمى ‏كنم.

و حالا هم، اقتدا کنندگان به آن بی رحمان کربلا، مسلمین را می کشند.مگر می شود کسی از قتله ی سید الشهداء (علیه السلام) دفاع کند و بعد انسان خوبی باشد؟ مگر می شود کسی از بی دینان و فاسقان چون یزید حمایت کند و بعد فاسق و بی دین نباشد:؟ بعید است.آری امروز وهابیت  خشن و بی رحم و تکفیری به جان امت اسلام افتاده، و تحت نام داعش، آلت دست کافران و شیطان بزرگ (آمریکا) شده تا به خیال خام خود، اسلام را به عزت و جلال برسانند. خدا عقل به انسان بدهد ( انسان خودش هم باید بخواهد) مگر با آدم کشی می شود اسلام را نجات داد؟اینها مثل لشکر عمر سعد، که به فرمایش سردار کربلا، شکم خود را از حرام انباشته بودند [4]  از پولهای باد آورده ی اجانب و متاسفانه کشورهای به ظاهر مسلمان، استفاده کرده و شکم خود از حرام پر نموده اند.

اینها مثل لشکریان یزید که رحم دردل نداشتند؛ رحمی به دل ندارند.اگر خدا را فراموش کنی، خودت را فراموش می کنیخدای بزرگ در قرآن می فرماید: «وَ لا تَكُونُوا كَالَّذینَ نَسُوا اللَّهَ‏ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُون؛[حشر/19]‏و مانند آنان نباشید كه به كلى خدا را فراموش كردند، خدا هم (حظّ روحانى و بهره ابدى) نفوس آنها را از یادشان برد، آنان به حقیقت بدكاران عالمند». [5]

کسانی که در مصاف با سید الشهداء و یارانش، مردانگی و جوانمردی را کلا فراموش کرده بودند، خداوند هم آنها را به خواری و ذلت در این دنیا که همان فراموشی از انسانیت و شخصیت خود است؛ دچار کرد (علاوه بر هلاکت آنها توسط مختارثقفی، لعنت انسانهایی آزاده تا قیامت را برای خود خریدند).جریان وهابیت و داعش و دیگر حامیان یزید و یزیدیان، آن قسی القلب ترین انسانها، چون  دین حقیقی اسلام  را فراموش نموده و به جای آن مشتی حرفهای امثال ابن تیمیه متعصب و لجوج را، به عنوان اسلام پذیرفته اند؛ خداوند آنها را (بدست خودشان) رسوای عالم ساخته و لعنت جهانیان را به سوی خود جلب کرده اند. این را هم اضافه کنیم بد نیست، دولتهای اسلامی حامی تکفیریها، خودشان را در معرض آبروریزی و از بین   رفتن وجهه ی منطقه ای و جهانی قرار می دهند و این معنای حرف خداوند است که هر کس خدا را فراموش کند، در واقع خود را فراموش نموده است.  چون خدا در فکر رشد و پیشرفت انسان است و زمانی که ما خدا را فراموش کنیم؛ پیشرفت خودمان را از یاد برده ایم.

اگر حسین بن علی (علیه السلام) نماد مظلومیت است؛ دشمنانش هم ظالمترین و بی رحم ترین هستند. امام حسین (علیه السلام) با معدود یارانش در مقابل سپاه انبوه اموی ایستاد و برای احیای دین جدش، جانفشانیها نمود و جسارتها شنید، ولی دلخوش به این بود که دارد در راه خدا و دین خدا قدم برمی دارد و به همین خاطر است که مظلومیت او بعد از هزار و اندی سال همچنان زنده است. چنانکه امام حسین (علیه السلام) بعداز شهادت طفل شیر خوارش، خون او را به آسمان پاشید و فرمود: «هَوَّنَ عَلَیَّ مَا نَزَلَ بِی أَنَّهُ بِعَیْنِ اللَّهِ؛[6] این مصیبت بر من سهل است، زیرا در راه خداست و خدا این را می بیند».

بنابر این خدایی بودن کار حضرت، و انگیزه ی معنوی اوست که مظلومیت ایشان را در جهان طنین افکنده است.و در مقابل دشمنان او، با بی دینی و قساوت قلب خود، جهانیان را به لعنت گفتن خویش وا داشتند.حتی بعد از اینکه عباس(علیه السلام) به فرمان امام حسین (علیه السلام) از آن لشکر مهلت خواست برای نماز و دعا و ...؛ ابن سعد چنان مایل نبود که به آنها مهلت دهد، زیرا که او بی رحم و ناجوانمرد بود و در فکر رسیدن به اغراض دنیاییش بود.در این حین، عمر بن حجاج زبیدی (که ظاهرا جوانمردیش کمی مانده بود) به آنان گفت: «وَ اللَّهِ لَوْ أَنَّهُمْ مِنَ التُّرْكِ وَ الدَّیْلَمِ وَ سَأَلُونَا مِثْلَ ذَلِكَ لَأَجَبْنَاهُمْ فَكَیْفَ وَ هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله و سلم) فَأَجَابُوهُمْ إِلَى ذَلِكَ؛[7] به خدا قسم اگر درخواست کنندگان از ترک و دیلم بودند ما قبول می کردیم، چگونه نپذیریم در حالی که اینها آل رسول الله (صلی الله علیه وآله و سلم) هستند).از این گفته ی زبیدی، عمق فاجعه ی سنگدل بودن این جماعت آشکار می شود.

نتیجه گیری
سید و سالار شهیدان، وقتی که دید آن لشکر فاسق، فقط به فکر منافع دنیایی (جایزه و ...) هستند و به خیام ایشان می خواهند، تعرض کنند؛ حضرت فرمود: اگر دین ندارید لااقل آزاد مرد بوده و اصل و نسب عربی بودن خود را رعایت کنید.کسی که خدا و دین خدا را فراموش کرد، خداوند او را به خود فراموشی مبتلا می کندکه نتیجه طبیعی عمل اوست.مظلومیت امام حسین (علیه  السلام) در نحوه رفتار با آن جانیان و ناجوانمردان تاریخ، بیشتر نمود پیدا می کند. ناجوانمردانی که برای دریافت جایزه از عبیدالله و یزید ملعون، برای جنگ با اصحاب ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) با هم مسابقه می گذاشتند.

پی نوشتها
[1] اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى ؛ النص ؛ ص
[2] غم نامه كربلا / ترجمه اللهوف على قتلى الطفوف ؛ ص111
[3] لهوف / ترجمه میر ابو طالبى ؛ ص157
[4] تحف العقول ،النص، ص 240
[5]ترجمه الهی قمشه ای، ص548
[6] اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى ؛ النص ؛ ص117
[7] همان، ص89

 

اشتراک گذاری این مطلب :

نظرات :

هیچ نظری ثبت نشده است!

کردستان وب نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

نام *
ایمیل *
نظر

کد امنیتی
 
   

   مـطالـب

   حمایت از ما
کردستان وب
   تبلیغات

ADS

ADS

ADS

   آمار بازدیدکنندگان